EN |
    ورود
   5:01:13 AM
1396 / 09 / 22
 

مقدمه  

واحدهای توسعه تحقیقاتی بالینی با چشم‌ انداز توانمند‌سازی و فرهنگ‌ سازی پژوهشی در بخش‌های بالینی از سال 1381 در کشور پایه‌گذاری شده و راه‌ اندازی گردیدند. بار پژوهشی در دنیا بر عهده دانشگاه­ها و صنایع است. در نظام سلامت و درمان ایران با توجه به ویژگی­های ادغام آموزش و درمان پزشکی، مسئولیت و توان پژوهشی در یکجا تجمع یافته که با استفاده از این فرصت می‌توان مدیریت صحیح در منابع و هدایت پژوهش در بخش بهداشت و درمان کشور به عمل آورد. در گذر از سیر تاریخی پیشرفت رسالت دانشگاهها، از انتقال دانش صرف، به تولید دانشمند و پژوهشگر، قسمت بزرگی از مسئولیت پژوهش در هر کشور بر عهده دانشگاه­ها قرار گرفت و بسیاری از مراکز تحقیقاتی با کمک و حمایت دانشگاه­ها توانایی ادامه فعالیت یافتند. هدف نهایی نظام سلامت هر کشور، ارتقاء سلامت عمومی، برقراری و پیشبرد عدالت بهداشتی در میان مردم است. پژوهش در این میان، با ارائه رهنمود در طراحی و اجرای سیاست­ها و القای نگرش­های تشخیصی و درمانی جدید، نقش به سزایی در نیل نظام سلامت به این هدف ایفا می‌کند.

دو جنبه حائز اهمیت تحقیقات در علوم پزشکی

نخست جایگاه والای تحقیقات به طور عام یعنی افزایش ظرفیت تولیدی جامعه و رسیدن به استقلال داخلی و اهداف توسعه مبنی بر تحقیقات و تحولات علوم که سبب دستیابی به تکنولوژی و رهایی از وابستگی به بیگانگان شده و زمینه خوداتکایی را فراهم می‌آورد.

 

دوم جایگاه پر اهمیت پژوهش­های پزشکی و بالینی است که با گسترش شناخت عوامل بیماری‌زا و اقدامات و پیشگیری‌های لازم موجب ارتقای سطح علمی نیروی انسانی و رشد و بالندگی در توسعه بهینه اقتصادی و اجتماعی شده است

متاسفانه عوامل بازدارنده متعددی در راستای به کارگیری از ابزار پژوهش و برخورداری جامعه از نتایج آن نقش دارند که از این عوامل می‌توان به ضعف شدید در سیاست­گذاری­های کلان پژوهشی، فقدان نظام اولویت‌گذاری، عدم وجود ارتباط شبکه‌ای بین پژوهشگران، ضعف شدید در زیر ساخت­های پژوهشی در کشور و فقدان قابلیت­ها و توانمندی­های پژوهشی در سطوح مختلف اشاره کرد. به عبارتی دیگر می‌توان موانع عمده موجود در پژوهش را در سه بخش اصلی در نظر گرفت:

1 – بخش مربوط به نظام مدیریتی و سیاستگذاری

2 – بخش مربوط به محققین و پژوهشگران

3 – بخش مربوط به امکانات، تجهیزات و زیربناهای پژوهشی

عوامل بازدارنده در  نظام مدیریتی و سیاستگذاری

در بخش اول از موانع موجود در تحقیقات بالینی می‌توان به مواردی نظیر سیاست­گذاری­های غیرمنطبق بر رسالت آموزشی و پژوهشی در دانشگاه­ها، نامناسب بودن نظام آموزش بالینی برای تربیت پژوهشگر، ارزش‌گذاری ضعیف و نامناسب برای فعالیت‌های پژوهشی، شفاف نبودن وظایف پژوهشی هیأت علمی، عدم وجود ساختار پژوهشی در گروه­های بالینی، ضعف نظام اطلاعات پایه در بخش بالینی (مراکز پزشکی، بانکهای اطلاعاتی)، هدف­دار نبودن برنامه‌های پژوهشی علوم بالینی و ضعف شدید ارتباط بین گروه­های بالینی با گروه­های علوم پایه، صنعت، آمار و اپیدمیولوژی اشاره کرد. عملکرد هر سیستم کلان مدیریت پژوهشی که در مقام سیاست­گذار و هدایت کننده نظام پژوهشی قرار دارد باید عمدتاً بر سیاستگذاری و مدیریت پژوهش در زمینه‌های ظرفیت‌سازی نیروی انسانی، ایجاد ساختار مناسب پژوهشی، هدایت تحقیقات در جهت انجام پژوهش‌های هدفمند، تأمین منابع مالی لازم و بهره‌برداری مناسب از نتایج تحقیق باشد.

عوامل بازدارنده در بین برخی محققین و پژوهشگران

الف: نداشتن انگیزه برای تحقیق به دلیل عدم پاسخ به نیازهای مالی محقق، حاکمیت بروکراسی محض بر مسائل مالی و اداری تحقیق، بی‌میلی اساتید به ارتقاء علمی، جدی نبودن سهم تحقیق بر ارتقاء و احساس وجود روابط به جای ضوابط برای تصویب طرح‌ها و فرآیندهای توسعه تحقیق در سطح ملی.

ب: نداشتن مهارت کافی در زمینه متدولوژی تحقیق، زبان خارجی، روش دسترسی به منابع، استفاده از رایانه، نحوه نگارش مقاله و پایین بودن سطح کیفی برخی پژوهشگران کشور.

 

عوامل بازدارنده در زمینه امکانات، تجهیزات و زیربناهای پژوهشی

در بخش مربوط به زیربناهای پژوهش محدودیت دسترسی به منابع اعم از نیروی انسانی به عنوان همکار، تجهیزات و مواد مصرفی به خصوص در پروژه‌هایی که ارز خارجی مورد نیاز است، دریافت منابع کامل کتب و ژورنال‌ها و ...

در بخش مربوط به موضوع تحقیق و انتشار نتایج آن می‌توان مواردی نظیر تکراری بودن موضوعات، عدم رعایت روش نظام‌یافته در امر تحقیق پیرامون موضوع انتخابی، مشکلات پذیرش مقالات در مجلات معتبر خارجی بدلیل ضعف متدولوژی و احیاناً موضوعات سیاسی و همچنین مشکلات مالی و کسب روادید در خصوص ارایه مقالات در سمینارها و کنفرانس­های خارج از کشور را عنوان کرد.

در یک بررسی که با هدف تعیین موانع تحقیق در ایران انجام شد از نظر محققین 3 عامل عمده محدود کننده تحقیقات، عدم وجود فرهنگ کار گروهی، قوانین و مقررات محدود کننده مالی و اداری و دیوانسالاری اداری حاکم بر بررسی و تصویب طرح‌ها عنوان گردید.

نقش گسترده دانشگاه­ها در پژوهش هر کشور، تنها به حمایت مالی و علمی از مراکز و طرح­های تحقیقاتی محدود نمی‌شود، تربیت و پرورش پژوهشگران از موارد مهمی است که لازمه حفظ نقش دانشگاه­ها را در امر توسعه پایدار هر کشور پررنگ‌تر می‌کند.

در واقع پژوهشگران موتور محرک تولید فکر و خلاقیت جدید هستند، رشد و بالندگی هر جامعه‌ای و به دنبال آن رشد و بالندگی جهانی مدیون نخبگانی است که با ایثارگری وقت و عمر خود را در جهت ریسک‌پذیری پژوهشی و تحقیقات وقف نموده‌اند. تربیت پژوهشگر علاوه بر محیط و امکانات فیزیکی، نیاز به بسترهای دیگری از جمله معلمین و اساتیدی دارد که بار مهمی را در این فرآیند بر عهده دارند. واضح است که نتیجه نهایی فرآیند تربیت پژوهشگر جز با کسب توانمندی­های بالای پژوهشی توسط اساتید و اعضاء هیأت علمی امکان­پذیر نیست. بر اساس اهمیت تحقیقات بالینی کاربردی و نقش آن در ارتقاء سلامت کشور و از جهت دیگر با توجه به ضعف کیفی و کمی در اینگونه پژوهش‌ها در مجموعه تلاش­های پژوهشی دانشگاه­های کشور و با توجه به اهداف برنامه چهارم توسعه پزشکی که مراکز « درمانی آموزشی» به مراکز « آموزشی، پژوهشی و درمانی» تبدیل خواهند شد، ضرورت تشکیل واحدهای پژوهشی بالینی در درون فیلد آموزشی درمانی که همان بیمارستان­ها می‌باشند اجتناب‌ ناپذیر است. هدف این واحد ایجاد و ارتقاء توانمندی­های پژوهشی و تشویق و ترغیب اعضاء هیئت علمی در انجام پژوهش‌های بالینی می‌باشد.

فراهم آوردن بستری جهت آموزش فرآیندهای پژوهشی یکی از روش­های نیل به این هدف است. تشکیل کارگاه­ها، کلاس­های آموزشی و فراهم آوردن امکانات پژوهش از مواردی هستند که این اینگونه مراکز می‌توانند برای دستیابی به اهداف خود از آنها استفاده کنند، اما همه موارد ذکر شده مستلزم حضور فیزیکی اساتید در اینگونه مراکز می­باشد.

شرح وظایف: 

  • تعیین اولویت بندی پژوهشی بر اساس نیاز مردم منطقه
  • اجرای طرحهای پژوهشی مبتنی بر اولویت پژوهشی
  • همکاری با سایر دانشگاههاومراکزتحقیقاتی دیگرواحد تحقیات بالینی جهت توانمندسازی نیروی انسانی و پیشگیری از اختلالات بالینی در سال 1385 در کشور پایه گذاری گردید.